من نور پاکم ای پسر، نه مشت خاکم مختصر×××××××××آخر صدف من نیستم، من درّ شَهوار آمدم |
باز هم درنگ می کنم
پایه های منطق قدیم را
چه ساده لنگ می کنم
بین سیب سرخ و سیب زرد
سیب های بیشمار را دوباره رنگ می کنم
از سیاهی یا سپیدی خسته ام
پهنه ی جهان جاودانه را
جور دیگری دوباره طرح می کنم
* * *
از قواعد ریاضیات او
از نوای ارغنون چاره ساز او
از فشار باید و نتیجه های او
رنج ها کشیده ام
دیگر از علوم خسته ام
روی رنج های خود میان زندگی
من هزارها کلام تازه درج می کنم
* * *
بین مرگ و زندگی
بیکران جهان جاودانه رسم می کنم
با خدای خود میان صفر و یک
باز هم دوباره استغاثه و نیاز می کنم.
«نقطه»
وای به روزگار ما...
روزي که تو بازآيي
با اين دل ِ غم پرور
من با تو چه خواهم کرد ؟
غم هامان سنگين است
دل هامان خونين است
از سر تا پامان خون مي بارد
ما سر تا پا زخمي
ما سر تا پا خونين
ما سر تا پا درديم
ما اين دل ِ عاشق را
در راه ِ تو آماج ِ بلا کرديم
مي گفتم: روزي که تو بازآيي
من قلب ِ جوانم را
چون پرچم ِ پيروزي
بر خواهم داشت
وين بيرق ِ خونين را
بر بام ِ بلند ِ تو
خواهم افراشت
مي گفتم :روزي که تو باز آيي
اين خون ِ شکوفان را
چون دسته گل ِ سرخي
در پاي تو خواهم ريخت
وين حلقه ي بازو را
در گردن ِ مغرورت خواهم آويخت
اي آزادي !
بنگر ! آزادي !
اين فرش که در پاي تو گسترده ست از خون است
اين حلقه ي گل خون است
گل خون است ...
اي آزادي !
از ره ِ خون مي آيي اما
مي آيي و من در دل مي لرزم :
اين چيست که در دست ِ تو پنهان است ؟
این چيست که در پاي تو پيچيده ست ؟
اي آزادي ! آيا با زنجيرمي آيي ؟
شعر: هوشنگ ابتهاج
لینک دانلود تصنیف استاد شجریان، آهنگ از کیوان ساکت و شعر از هوشنگ ابتهاج
مدتی بود که به وبلاگ سری نزده بودم. امروز مشغول خواندن کتاب چهار رساله ی افلاطون٬ ترجمه ی آقای محمود صناعی بودم. به رساله ی فدروس رسیدم. دیدگاه افلاطون در باب عاشق و نه عاشق را که می خواندم٬ به نظرم بی نظیر آمد. حیفم آمد که این تجربه را با شما در میان نگذارم. در این رساله٬ افلاطون به گفته ی مترجم٬ دیدگاه خود را از زبان سقراط بیان کرده. سقراط در دیالوگی که با فدروس برقرار می کند٬ یک بار دیدگاهی راجع به رجحان نه عاشق بر عاشق ارائه می دهد. بار دیگر با عذر خواهی از خدایان به خاطر نادیده گرفتن مقام عشق٬ دیدگاهی دیگر راجع به این مسأله بیان می کند. بسیار خواندنی است. امیدوارم از خواندنش لذت ببرید.
به امید روزی که هیچ کس به خاطر اندیشه اش مورد آزار قرار نگیرد...
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|